جشنواره دانشجویی نگاه رضوی

:: جشنواره دانشجویی نگاه رضوی

نگاه رضوی

اگر دانشجو و یا هنرجوی آموزشگاهای هنری یا انجمن سینمای جوانان ایران هستید این جشنواره ایست که می توانید در آن شرکت کنید.

جشنواره دانشجویی نگاه رضوی به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه هنر تهران برگزار می شود و همانطور که از عنوان آن مشخص است یک جشنواره موضوعی با محوریت امام رضا(ع) است.اما بنظر نمی آید صرفا پذیرای آثاری باشد که مستقیما به زندگی و روایات منسوب به آن حضرت بپردازد.آنطور که از فراخوان نه چندان واضح این جشنواره بر می آید، کلیه آثاری که به نحوی به سبک زندگی اسلامی بپردازند می توانند درخواست حضور در این جشنواره را داشته باشند.

این جشنواره در بخشهای مختلف فیلم ، عکس ، کلیپ و البته فیلمنامه فقط تا 12 مهر 94 پذیرای آثار هنرمندان دانشجو می باشد.آنگونه که از اطلاعیه های سایت جشنواره بنظر می آید گویا این تاریخ تمدید نخواهد شد.

ثبت نام در این جشنواره از طریق سایت آن امکانپذیز است اما متاسفانه فیلمنامه ها را بایدبصورت پرینت شده به همراه فایل آن بر روی لوح فشرده به آدرس جشنواره پست نمایید.

جوایز جشنواره برای رتبه های برتر سکه بهار آزادی و سفر به مشهد مقدس می باشد.

لازم به ذکر است که برای شرکت در این جشنواره ارائه تصویر کارت دانشجویی یا هنرجویی الزامیست.پیشنهاد می شود فرم فراخوان را با دقت مطالعه نمایید.


فرم فراخوان جشنواره دانشجویی نگاه رضوی


برای مشاهده سایت جشنواره نگاه رضوی روی تصویر زیر کلیک کنید.


نگاه رضوی-فیلم نوشت

منبع : فیلم نوشتجشنواره دانشجویی نگاه رضوی
برچسب ها : جشنواره ,رضوی ,دانشجویی ,سایت ,فراخوان ,نگاه رضوی ,دانشجویی نگاه ,جشنواره دانشجویی ,سایت جشنواره ,کنید جشنواره ,کنید جشنواره دانشجویی

بهترین مکان برای نوشتن فیلمنامه

:: بهترین مکان برای نوشتن فیلمنامه


مکان نوشتن

پیدا کردن محیطی مناسب برای نوشتن،درست به اندازه فراهم کردن زمان مناسب برای این کار ،اهمیت دارد.حتی اگر شما بهترین زمان روز را بدون هیچ تردیدی به نوشتن اختصاص داده اید تا بدور از سرو صداها به نوشتن مشغول باشید،اگر محیطی که در آن می نویسید به هر دلیلی مناسب نباشد،تمام تلاش هایتان برای پیدا کردن زمان مناسب ،بی ثمر خواهد بود.در ادامه راه هایی را برای پیدا کردن محیطی مناسب و تبدیل آن به فضایی مشوق برای نوشتن،مرور می کنیم.

 پیدا کردن جای مناسب برای نوشتن

همه نویسنده ها برای نوشتن نیاز به جایی دارند که راحت و دنج باشد و خلاقیت آنها را تحریک کند و در عین حال ،ابزارهای لازم برای نوشتن را در خود بگنجاند.بیایید با هم به برخی از مکان های مناسب برای نوشتن نگاهی بیاندازیم:

  • یک دفتر اختصاصی در منزلتان
  • اتاقی مجزا در خانه تان،مثلا یک اتاقک اندرونی،سالن غذاخوری یا اتاق پذیرایی؛قویا توصیه می کنیم که اگر اتاق خوابتان را با کس دیگری،مثلا همسرتان سهیم هستید،از تبدیل آن به جایی برای نوشتن خودداری کنید.
  • یک فضای خارجی الهام بخش
  • کتابخانه ای در محله تان
  • یک کافی شاپ یا چایخانه
  • کتابفروشی که در آن برای استفاده مشتریان میز و صندلی گذاشته اند.
  • ایستگاه قطار یا اتوبوس.ببینید کجاها به شما سرویس اینترنت بیسیم ارائه می دهند.
  • مراکز خرید یا پاساژها
مسئله این است که هر جایی می تواند محل اختصاصی نوشتن شما باشد،فقط باید آنقدر بگردید تا چنین جای را پیدا کنید.به جای اینکه در اولین محلی که سر راهتان قرار گرفت مستقر شوید،چند جای مختلف را امتحان کنید تا بالاخره جایی را که به نظرتان کاملا مناسب است،پیدا کنید.این موضوع را زمانی خواهید فهمید که ناگهان همه چیز درست به نظر برسد و واژه ها طوری در ذهن تان جریان پیدا کند که انگار از شیر آبی که باز شده بیرون می ریزند.
سازمان یافتن
اگرچه آدمهای مختلف نسبت به سازمان دهی یانظمی که در زندگی شان نیاز دارند،اولویت بندی های متفاوتی دارند،بسیاری از افراد زمانی که کاملا منظم هستند،بهتر کار می کنند و کارایی بیشتری دارند.به نکات زیر درباره منظم بودن توجه کنید.(هرچه زودتر بهتر)
  • میزتان را تمیز کنید.هرچقدر سرتان شلوغتر باشد،زمان کمتری برای برداشتن فنجانهای قهوه قدیمی،جمع کردن کاغذهای مچاله،برداشتن کتابهای مرجع و به طور کلی مرتب کردن تمام چیزهایی که ظاهرا روی میز شما جا خوش کرده اند،خواهید داشت.وقتی تمام این چیزها روی هم جمع می شوند،نوشتن برای شمادشوارتر خواهد بود.دلیل این امر،صرفا کم شدن فضایی که در آن می توانید به نوشتن بپردازید نیست،بلکه دلیل اصلی آن،گم شدن متناوب وسایل و پیدا نشدن ظاهری آنهاست.
  • وظایف خود را از هم تفکیک کنید.اگر از میز تحریر خود برای حسابرسی امور مالی خود استفاده می کنید یا مراودات بشردوستانه خود برای مدارس را مرتب می کنید یا به سایر امور منزل تان روی این میز رسیدگی می کنید،بهتر است این وظایف را از وظایف نویسندگی خود جدا کنید.پوشه ها و کلاسورهایی تهیه کنید که کاغذها و قبض ها را از نوشته هایتان جدا کنند و اگر حواستان را پرت کنند به راحتی می توانید از جلوی دست برشان دارید.
  • دفترتان را تمیز و مرتب کنید.همان طور که وسایل بیشتر روی میز تحریرتان را می پوشاند،هرچیزی (از جعبه ها و قوطی های خالی گرفته تا کاغذ مچاله های دور ریختنی که موقع نشانه گیری وارد سطل زباله نشده اند،یا پوست شکلات و آبنبات هایی که راهی به درون دفترتان پیدا کرده اند)فضا را حسابی شلوغ می کند.می پرسید راه حلش چیست؟تمیزکاری!
  • چیدمان دفترتان را بررسی کنید.نگاهی به محل قرار گیری میز تحریر،صندلی ها،کامپیوتر،کمد بایگانی و سایر لوازم اتاق بیاندازید و مطمئن شوید که هر چیزی در بهترین محل ممکن قرار دارد و فرآیند نوشتن شما را حمایت می کند.
  • برای مرتب کردن اتاق به طور مداوم برنامه ریزی کنید.زمان مشخص و متناوبی را برای تمیزکاری در نظر بگیرید؛مثلا پنج شنبه بعد از ظهر یا اولین روز هر ماه.
  • کپه وسایل مزاحم را از سر راه بردارید.مثلا به جای کپه این وسایل،چند شیء را پیش روی خود قرار دهید که خلاقیتتان را تشویق می کند.تمام چیزهایی که قوه تخیلتان را تحریک می کنند و به شما احساس نشاط و شادی می بخشند را اطرلف خود جمع کنید،زیرا این ها چیزهایی هستند که شما را سر ذوق می آورند و به کمک آنها می توانید در فضای مرتبی که دارید به خلاقیت روی آورید.
  • همین حالا منظم شوید.این یکی کاملا واضح است.فقط به منظم شدن فکر نکنید،دور و برتان را مرتب کنید.همین حالا!هرچه زودتر ترتیب این کار را بدهید،زودتر می توانید نوشتن را شروع کنید.
پیشگیری از وقفه ها و رویارویی با آنها
 تلفن یا کامپیوتر شما می توانند مزاحمانی باشند که مانع از تمرکز شما روی نوشتن شوند.نادیده گرفتن تلفنی که زنگ می زند یا پیامکی که به گوش می رسد یا ایمیل های متعددی که جدیدا دریافت کرده اید،تقریبا غیر ممکن است.بنابراین،بهتر است زنگ تلفن را قطع کنید،صفحه ایمیل خود را ببندید و اگر نمی  توانید خوب روی فیلمنامه اتان تمرکز کنید،کلا از اینترنت خارج شوید.
اگر متوجه شده اید که مزاحمت های خارجی همچنان مانع کارتان می شوند،فضایی را که در آن کار می کنید رها کنید و جای جدیدی برای کار پیدا کنید یا روی در یادداشت "کاری نکنید به حسابتان برسم.اگر سروصدا کنید دیگر نه من نه شما"را بچسبانید.اگر تمام تلاشتان برای رفع سروصداها و مزاحمت ها بی نتیجه ماندند،ناگزیر زمان نوشتن تان را تغییر دهید و آن را با زمان دیگری جا به جا کنید.البته این کار را فقط برای آن روز خاص انجام دهید تا بتوانید به جای اینکه عصبی شوید،روز پرباری داشته باشید.در ضمن اگر فکر می کنید که در آینده ممکن است باز هم شرایط این چنینی تکرار شود،از قبل برایش برنامه ریزی کنید.

ترجمه از:سارا کاظمی منش
منبع : فیلم نوشتبهترین مکان برای نوشتن فیلمنامه
برچسب ها : نوشتن ,پیدا ,زمان ,مرتب ,توانید ,منظم ,برای نوشتن ,مناسب برای ,مرتب کنید ,برنامه ریزی ,ریزی کنید ,پیدا محیطی مناسب

پنجمین جشنواره فیلم و فیلمنامه حسنات

:: پنجمین جشنواره فیلم و فیلمنامه حسنات
جشنواره حسنات
جشنواره حسنات همانگونه که از عنوان آن مشخص است با موضوع احسان و نیکو کاری ، هر ساله  اواخر زمستان در شهر زیبای اصفهان برگزار می شود. از بانیان این جشنواره  مرحوم زاون قوکاسیان بود که متاسفانه سال گذشته از میان ما رفتند و برگزاری این دوره یعنی دوره پنجم تحت تاثیر فوت ایشان دچار بی نظمی هایی شد .به گونه ای که چندین بار فراخوان آن تمدید شد و در آخرین نوبت فراخوان این جشنواره تا 15 مهر 94 تمدید شده است.
طبق معمول اکثر جشنواره ها در ایران مسابقه فیلمنامه به نوعی بخش جنبی این جشنواره بوده و بخش اصلی مربوط به فیلمهای کوتاه است.
جشنواره حسنات در چندین بخش موضوعی برگزار می شود که موضوعات کلی آن به قرار زیر است:
الف)نیک اندیشی   ب)حقوق شهروندی   ج)رستگاری    د)موضوع ویژه
البته هر کدام از این موضوعات دارای زیر مجموعه هایی هستند که می توانید در فراخوان اصلی مشاهده کنید.
یکی از موارد مثبت در بخش فیلمنامه نویسی در این جشنواره این است که همانند چند جشنواره دیگر نویسندگان این امکان را دارند که فیلمنامه های خود را در سایت جشنواره بارگذاری کنند و دیگر زحمت چاپ و پست فیلمنامه ها را متقبل نشوند.
مورد عجیب و نامعمولی که در فراخوان مشاهده می شود مشخص نبودن مبلغ جایزه نقدی برندگان جشنواره است.
هر چند اکثر جشنواره ها در مرحله انتخاب و داروی خود موضوعات اعلام شده خود را مد نظر قرار می دهند ولی با نگاهی به دوره های قبل جشنواره حسنات می توان نتیجه گرفت این جشنواره گاها پذیرای آثار قوی ولی غیر مرتبط هم بوده و گاهی حتی به آنهاجایزه هم داده است.پس اگر فیلم یا فیلمنامه خوبی دارید که خیلی مستقیم با موضوعات جشنواره ارتباط ندارد بد نیست آنرا برای این جشنواره بفرستید.
تا 15 مهر فرصت دارید در این جشنواره شرکت کنید.برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به سایت جشنواره حسنات وارد شوید
موفق باشید

منبع : فیلم نوشتپنجمین جشنواره فیلم و فیلمنامه حسنات
برچسب ها : جشنواره ,فیلمنامه ,حسنات ,موضوعات ,فراخوان ,دوره ,جشنواره حسنات ,سایت جشنواره ,اکثر جشنواره

نفس خلاق

:: نفس خلاق

مقاله ای از لیندا سیگر

دکتر لیندا سیگر بیش از 30 سال از عمر خود را صرف مطالعه ادغام خلاقیت و معنویت کرده است. او سخنرانی بین المللی، مشاور نویسندگی، و نویسنده 12 کتاب است که قدم های معنوی در راه موفقیت: دستیابی به هدف بدون از دست دادن روح و عالی کردن یک نویسنده خوب از جمله آن ها هستند. او مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته های تاتر و مذهب و هنر و دکترای خود را در رشته های تاتر و الهیات دریافت نموده است.

ما هنرمندان سال ها برای یادگیری و ابراز هنرمان وقت می گذاریم. تمرین می کنیم، تکرار می کنیم، کلاس می رویم. ما تمرکز خود را بر عمل خلاقانه معطوف می داریم می خواهد نقاشی باشد یا نویسندگی، عکاسی، رقص، مجسمه سازی، شعرسرایی یا نوازندگی.

اما، کار خلاقانه ما بخشی دیگری هم دارد که توجه بسیار کمتری را به خود جلب می کند درحالیکه اهمیت آن می تواند به همان اندازه انجام عمل باشد و این بخش لحظه پیش از شروع کار است. برخی مواقع این لحظه می تواند سرشار از اضطراب باشد. مثلا لحظه ای که به سمت کامپیوتر خود یورش می بریم و چیزی می نویسیم تا یورش واژگان به ذهن خود را ثبت کنیم به این امید که آن ایده یا عبارت که می تواند کار ما را بی نظیر سازد را از دست ندهیم. یا سعی داریم نقش خود را بر بوم ثبت کنیم، یا نوت های موسیقی خود را بروی کاغذ بیاوریم و ایده و فرم را با هم یگانه سازیم. اما این لحظه الزاما نباید با آشفتگی و سراسیمگی همراه باشد. این آشفتگی می تواند در عمل برخلاف جریان کار ما عمل کند. به جای آن، این لحظه آغاز کار می تواند لحظه ای باشد که از قبل خود برای آن آماده کرده ایم و بهترین موقعیت را برای تسهیل جریان خلاق فراهم آورده ایم. در این لحظه نفسی عمیق می کشیم، خود را جمع و جور می کنیم، حواس خود را متمرکز می کنیم، و در فضای مملو از سکوت به کار خود فکر می کنیم. مثلا هنرمند لحظه ای زمان می گذارد تا ابعاد و منظره بوم سفید نقاشی خود را کاملا به آغوش کشد پیش از آنکه آن را با فرم بپوشاند. یا نویسنده لحظه ای به بیرون پنجره خیره می شود نه برای اینکه غرق در فکر شود بلکه تا غرق در سکوت شود پیش از آنکه به افکار خود اجازه ورود دهد. یا عکاس لحظه ای توقف می کند پیش از آنکه عکس خود را بگیرد تا به آن صدای ضعیف گوش دهد که در گوش او می نوازد: "برگرد، منظره ای که به دنبالش هستی پشت سر توست!"


می توانیم این لحظه را لحظه تمرکز حواس بنامیم. از نظر افراد معنوی، این لحظه می تواند لحظه اتصال به خدا باشد یا لحظه ای باشد که با انرژی های خلاقی که در زیرلایه زندگی و عمل خلاق می بینیم ارتباط برقرار می کنیم. یکی از توصیفات این لحظه در کتاب اول پیدایش در انجیل آمده که ممکن است به ما در درک این مطلب کمک کند. درست پیش از آنکه خدا دنیا را بیافریند، درست پیش از آنکه نور بتابد و پیش از تمام مخلوقات باشکوه خداوند ظاهر شوند، به ما گفته می شود "روح خدا بروی آب در حرکت بود". برخی مواقع واژه به کار رفته "روان بود" می باشد اما ترجمه دقیق تر واژه درحقیقت "معلق بود" می باشد. روح خدا پیش از لحظه پیدایش معلق است درست مثل عقابی که بر فراز لانه اش معلق چرخ می زند. تخم می گذارد. تخم هایش را تا لحظه درآمدن جوجه هایش گرم نگه می دارد. این حرکت حرکتی خشن مانند صاعقه یا غرش رعد از آسمان نیست بلکه لحظه صبر و تامل است.



این تصویر صحنه ای لطیف را به نمایش می گذارد و دلالت بر سکون دارد. آرام است. در آن عجله حس نمی شود یا آن سراسیمگی که گاهی اوقات وقتی با ترس یا لاعلاجی به سراغ کارمان می رویم به ما القاء می شود. بعضی مواقع این لحظه، لحظه گذر ایام یا صبر یا اجازه غلیان یافتن به چیزی دادن است. ما وارد ضرب فرآیند می شویم، درست انگار که آفرینشی که در شرف آن هستیم باید اول به درون ما دمیده شود. در برخی آموزه های معنوی گفته شده که خلاقیت واقعی و تغییر حقیقی تنها در فضای میان تنفس به درون و تنفس به برون می تواند رخ دهد. آنجاست که معجزه رخ می دهد.

من اولین بار سال ها پیش در کنفرانس نویسندگان ماوی از اهمیت این لحظه آگاه شدم زمانیکه در انتظار شنیدن سخنرانی دوویت جونز، عکاس حرفه ای و سخنران انگیزشی نشسته بودم. موضوع سخنرانی او خلاقیت بود. درست قبل از اینکه شروع به صحبت کند، ردیف اول در گوشه نشسته بود. به نظر بسیار آرام می امد. نوعی حس انزوا او را در بر گرفته بود. روشن بود که فضای نساخته بود که به کسی اجازه دهد به او نزدیک شده و سر حرف را با او باز کند. بلکه فضایی پر سکوت ساخته بود که خارج از آن به صحبت می پرداخت. در آن فضا واقعه ای در حال رخ دادن بود. او در آن فضا چه می کرد؟ و چه میزان از سخنرانی زیبا و بی نقص او مدیون آن لحظاتی بود که پیش از سخنرانی به خود اختصاص داده بود؟ به نظر می رسید که او خود را به آن صدای آرامی که برخی مواقع ما را به سمت و سویی غیرمنتظره می کشاند یا صرفا کار ما را در حضور منبع الهام در بر می گیرد گوش فرا می داد.

بعضی از اساتید پیانو زمانی را با پیانونوازان متبحر گذرانده و به بحث درباره رویکرد آن ها به پیانو زدن می پردازند. درباره آن لحظه که در سکوت پشت پیانو می نشینند پیش از آنکه نواختن آنها آغاز شود. لحظه ای که سرشار از انتظار و احتمال است.


دین اندروز این لحظه را "چرخش به دور آتش" می نامد. چرخشی آهسته پیش از آنکه به متن پروژه بپردازیم. او لحظه سراسیمگی را "تمیز کردن گاراژ" می نامد که هیچ وقت هم به جایی نمی رسد. ما می توانیم برای این لحظات آماده شویم، فضا را برای شروع هنرمندی بگشاییم. تصویر این انتظار تقریبا همانند تصویر شیشه گری است که آماده خلق شیشه می شود. نفسی که به درون می کشیم به ما زندگی مجدد می بخشد و به واسطه ما به سخن در می آید. برخی مواقع ممکن است به جمع و جور کردن افکار خود بیاندیشیم اما در این لحظه، ذهن بیش از آنکه پر باشد خالی است. منتظر است بدون آنکه درمانده باشد. این امر ارتباط چندانی با خر خوانی برای امتحان یا پر کردن ذهن با فرم و محتوا ندارد. شما نمی توانید این لحظه را هل دهید یا بکشید. تنها می توانید آماده شوید تا به آن اجازه رخ دادن دهید.

اگر جزو خلاق های معنوی هستید (که بسیاری از شما ممکن است باشید)، این لحظه، لحظه ای است که روح خدا در جسم شما دمیده می شود تا بتوانید آن را در فرم پیدایشی جدید بازبدمید. برای تعداد اندکی از شما، این انتظار و اجازه وقوع ممکن است مرحله ای طبیعی محسوب گردد. اما احتمالا بیشتر ما باید همان اندازه که هنر خود را تمرین می کنیم، تمرین کنیم تا یاد بگیریم به انتظار بنشینیم. ما برای گشایش و دسترسی به جریان خلاق آماده می شویم و یاد می گیریم که از سکوت وارد کار خود شویم. از تعلیق. از نفس خلاق.

منبع:کلاس سینما



منبع : فیلم نوشتنفس خلاق
برچسب ها : لحظه ,آنکه ,تواند ,خلاق ,کنیم، ,درست ,برخی مواقع ,لحظه، لحظه ,جریان خلاق ,تواند لحظه ,لیندا سیگر

اسرار نوشتن فیلمنامه های پرفروش

:: اسرار نوشتن فیلمنامه های پرفروش


در دوره ای ستاره های سینما با حضورشان در فیلم ها و گرفتن دستمزدهای بالا مردم را به سینما می کشاندند؛ ستاره هایی خوش چهره که بسیاری از سینماگران آنها را تاثیرگذارترین افراد در بقای سینما می دانستند. البته بسیاری از آنها بازیگر و کارگردانان قابلی هم هستند. داریوش مهرجویی، ابراهیم حاتمی کیا، پرویز پرستویی، هدیه تهرانی، مهناز افشار، امین حیایی و محمدرضا گلزار اما مدتی استکه دیگر این ستاره ها نمی توانند تاثیری روی مخاطب بگذارند. ذائقه فرهنگی و معیارهای مردم برای تماشای فیلم تغییر کرده است.


با بررسی آمار فروش فیلم ها می توان فهمید سینمای امروز برندهای محدودی دارد که تهیه کننده های سینما می توانند بدون آنکه نگران بازگشت سرمایه خود باشند با خیال راحت روی آنها سرمایه گذاری کنند. برندهایی مثل اصغر فرهادی، مهران مدیری، پیمان قاسم خانی، مسعود ده نمکی، رضا عطاران، اکبر عبدی و تیم کلاه قرمزی برندهای سینمای ایران هستند.

فروش فیلم های اصغر فرهادی و جوایزی که از معتبرترین فستیوال های جهانی گرفته هیچ شبهه ای در برند بودنش ایجاد نمی کند. مردم با وجود حواشی که برای قهوه تلخ و ناتمام ماندن آن به وجود آمد، همچنان به مهران مدیری اعتماد دارند. او هم در سمت کارگردان و هم بازیگر محبوبیت بسیاری میان مردم دارد.

همه فیلم های مسعود ده نمکی هم با وجود تمام حواشی در گذشته و امروزش پرفروش شده اند. رضا عطاران و اکبر عبدی هم در هر فیلمی که باشند، حتی اگر کلیت اثر ارزش هنری چندانی نداشته باشد باعث فروش آن می شوند. کلاه قرمزی و دوستانش هم که محبوبترین عروسک های ایران هستند و هر سه فیلم سینمایی آنها رقیب جدی فیلم های دیگری بودند که همزمان با آنها روی پرده آمدند. کلاه قرمزی توانست با اختلاف زیاد گیشه فصل اکران سینماها را در دست بگیرد و اما پیمان قاسم خانی ...

در میان هفت برند سینمای امروز ایران همه فیلم هایی که پیمان قاسم خانی فیلمنامه آنها را نوشته پرفروش بودند. او نگارش 9 فیلم سینمایی را برعهده داشته که هشت تای آنها اگر پرفروش ترین فیلم سال نشده باشند حداقل توانستند یکی از از پرفروش ترین فیلم های سال شوند. فیلم «نقاب» به کارگردانی «کاظم راست گفتار» تنها فیلمی است که به اندازه فیلم های دیگر پیمان قاسم خانی فروش نداشت، با اینحال به نسبت فیلم های دیگری که در سال 1386 روی پرده رفتند توانست فروش قابل قبولی داشته باشد. به همین بهانه با پیمان قاسم خانی گفتگو کردیم. جالب است بدانید تنها فیلمی که خود او می دانست زمان اکران فروش خوبی خواهد داشت فیلم «مکس» به کارگردانی سامان مقدم بود. فکرش را هم نمی کرد که فیلم های دیگری که می نویسد بفروشد و روزی تبدیل به یکی از برندهای سینمای ایران و تضمینی بر فروش فیلم های سینمایی شود. پیمان قاسم خانی در این گفتگو از روش کارش و ذهنیتی که موقع نگارش فیلمنامه دارد، می گوید.

شما در کارنامه تان 10 فیلمنامه دارید که 9 تای آنها از پرفروش ترین فیلم های سال در زمان اکرانشان بودند...

- خودم نمی دانم چندتا کار داشتم؛ نشمردم. حالا کدام یکی از آنها فروش نداشت؟

فیلم نقاب.

- نقاب دلایل خود را داشت. این فیلم به فیلمنامه اصلی وفادار نماند. تغییرات زیادی در کار من داده شد. در واقع روح فیلمنامه درک نشد. پیچ ها، جذابیت های ظاهری و چند گره اصلی داستان در فیلم هست در حالی که در کنار این جذابیت ها یک فیلم کاملا شخصیت محور بود. من کلا فیلم های شخصیت محور را بیشتر از داستان محور دوست دارم. یکی از بهترین کارهایی است که در زندگی ام نوشتم. راستش خودم دوست داشتم نقاب را بسازم اما نشد.

البته سوای اینها سه هفته بعد از اکران «نقاب» سی دی آن به صورت غیرقانونی بیرون آمد و روی فروش فیلم تاثیر گذاشت. مسئله این است که در سینمای ایران هر چند سال چهره هایی که ضامن فروش فیلم ها می شدند تغییر کردند اما فیلمنامه های شما در طول همه سال های فعالیت تان پرفروش شدند. ذائقه مردم در اواخر دهه 80 تغییر کرد و شما همچنان توانستید فیلمنامه هایی بنویسید که تبدیل به پرفروش ترین های سال شوند. خیلی از سینماگران با تغییر ذائقه مخاطب زمین خوردند و نتوانستند خط کاری خود را تغییر دهند. شما چطور خودتان را با سلیقه مخاطب وفق دادید؟

- من سوای فیلمنامه نویس بودنم یک فیلم بین حرفه ای هستم. بنابراین فیلم هایی را می نویسم که که خودم به عنوان یک مخاطب دوست داشته باشم برای تماشای آنها به سینما بروم. فیلم هایی را دوست دارم که دیدن شان راحت است. یعنی راحت قصه را تعریف می کند و پیچیده نیست. خودم هم تلاش می کنم چنین فیلمنامه هایی بنویسم. راستش من زور نمی زنم که خودم را با سلیقه روز جامعه تطبیق دهم چون ذائقه خودمن هم همراه با مخاطب تغییر می کند.

از آنجا که می دانم ترجیح می دهید در خانه فیلم ببینید چطور با سلیقه روز جامعه آشنا می شوید؟

- نیازی نیست حتما در سینما فیلم ببینم تا با سلیقه مردم آشنا شوم. سعی می کنم با فیلم ها و سریال های روز دنیا یش بروم. در طول این سال ها ذائقه خودم هم بدون آنکه بخواهم تغییر کرده است. چند وقت پیش اولین فیلم سینمایی که نوشته بودم: «من زمین را دوست دارم.» را دیدم و به نظرم اصلا خنده دار نبود. این اصلا بد نیست. یعنی اگر به این فیلم می خندیدم یک جای کار می لنگید، یک جاهایی توی دلم گفتم واقعا این فیلم را من نوشتم؟!

چند سال پیش سینما بازیگرمحور بود و مردم بیشتر برای دیدن یک بازیگر خاص به سینما می رفتند، با اینحال در همان دوران «دختری با کفش های کتانی» که بازیگر چهره ای نداشت یکی از پرفروش ترین فیلم های سال شد. می خواهم بگویم فیلمنامه های شما، هم زمانی که ستاره ها حرف اول را در سینما می زدند فروخت و هم زمانی که مخاطب معیارهای جدی تر و تازه ای برای فیلم دیدن پیدا کرد.

- مشکل ما این است که مفهوم درست ستاره محوری در سینمای ما جا نیفتاده است. در سینمای جهان اینطور نیست که ستاره سینما در هر فیلمی بازی کند آن فیلم فروش خوبی داشته باشد. ستاره ها هم تا یک جایی برای مخاطب سینما جذابیت دارند. اگر در نقش مناسب و سر جای خودشان نباشند از بین می روند.

یک عده می گویندستاره نداشتن سینمای امروز ایران بد است و سینمای ستاره محور را مفید می دانند. عده ای هم علاقه نشان ندادن مخاطب به ستاره های سابق سینما را نشان بلوغ فرهنگی جامعه می دانند.

- من با ستاره محوری مشکلی ندارم. به نظرم در شرایط بحرانی فعلی هر چیزی که تماشاگر را به سالن های سینما بکشاند خوب است. متاسفانه مفهوم ستاره محوری در سینمای ما این است که او به تنهایی باعث فروش فیلم شود در حالی که در همه جای دنیا ستاره کسی است که بتواند فروش دو، سه هفته اول اکران را تضمین کند. تماشاگر فارغ از اینکه بداند فیلم خوب است یا بد به خاطر بازیگر محبوبش به تماشای فیلم می رود. اگر فیلم خوب بود تعریف آن دهان به دهان می چرخد و فروش فیلم بعد از دو هفته هم می تواند ادامه پیدا کند. درنهایت ترکیب ستاره، کارگردانی و فیلمنامه می تواند مردم را به سینما بکشاند. درست است. دوران ستاره محوری گذشته است. الان دیگر نگاه مخاطب به سینما عوض شده و مردم به داستان بیشتر اهمیت می دهند تا بازیگر. البته این اتفاق به این معنا نیست که باید ستاره را از سینما کنار بگذاریم. به نظرم اگر یک ستاره ای در یکی از فیلم هایش نفروشد ایراد از او نیست. مشکل شخصیت پردازی نقش او و اساس داستان است. مردم ستاره را در صورتی دوست دارند که جای درستی از او استفاده شود.

تصور تهیه کننده ها این است که ستاره را مردم می سازند و اگر مردم برای دیدن چهره خاصی به سینما نروند نتیجه می گیرند که آن بازیگر دیگر ستاره نیست.

- درست است اما این مسئله هنوز بین تهیه کننده ها جا نیفتاده. هنوز هم رقم های نجومی به بازیگرها می دهند؛ دستمزدهایی که من حتی یک چهارم آن را هم نمی گیرم.

یادم است در کارگاه فیلمنامه نویسی جشنواره فجر سال گذشته با کنایه و شوخی گفتید فیلمنامه نویس ها باید با یک بازیگر ازدواج کنند تا زنگی شان تامین شود. الان دیگر کارنامه شما و تضمینی که برای فروش فیلم های شما وجود دارد تاثیری بر دستمزدتان ندارد؟

- واقعا رقمی که فیلمنامه نویس می گیرد رقم چشمگیری نیست. دستمزدی که برای فیلمنامه «طبقه حساس» گرفتم بسیار ناچیز بود. وقتی رقم قراردادم را به دوست و شریکم «محسن چگینی» گفتم نزدیک بود توی سر خودش بزند. می گفت در مقابل چنین رقمی چطور حاضر شدی این همه وقت بگذاری و فیلمنامه بنویسی.

این حدود دستمزد فیلمنامه نویس ها و فاصله زیاد آن با رقم قرارداد بازیگرها همه جا مرسوم است؟

- فکر نمی کنم اینطور باشد. من اگر بخواهم روی درآمدم از سینما حساب کنم و زندگی ام را با دستمزدم بچرخانم ظرف سه ماه از گرسنگی می میرم. اگر تلویزیون نبود نمی توانستم به فیلمنامه نویسی در سینما ادامه دهم.

رقم دستمزد بازی تان در طبقه حساس چطور بود؟

- من فقط سه روز فیلمبرداری داشتم. دستمزدی که گرفتم برای سه روز بازی کردن خیلی زیاد بود. زحمتی که برای نوشتن فیلمنامه طبقه حساس کشیدم قابل مقایسه با وقت و توانی که برای بازی گذاشتم نبود در حالی که برای بازیگری همان رقمی که برای فیلمنانه گرفته بودم را به من دادند. البته دستمزد بازیگری را دو سال بعد از فیلمنامه گرفتم. جالب این است که سر رقم فیلمنامه خیلی با من چانه زدند ولی سر رقم بازیگری دقیقا همان پیشنهادی که دادم را بدون هیچ حرفی پذیرفتند.

پس برای تهیه کننده ها هم این مسئله جا افتاده که بازیگر باید بیشترین دستمزد را بگیرد.

- خب رقم استاندارد دستمزد بازیگرها مشخص است. بعضی بازیگرها به راحتی می توانند بسته به میزان حضورشان در فیلم از 200 تا 300 میلیون بگیرند اما اگر من بروم جایی و بگویم برای فیلمنامه 200 میلیون می گیرم از دفتر بیرونم می کنند. می اندازند بیرون ها! فکر نکنید محترمانه می گویند نه.

اول کار که دختری با کفش های کتانی را نوشتید چه آینده ای برای کار و موفقیت تان متصور بودید؟

- وقتی شروع به نوشتن فیلمنامه ای می کنم همه توانم را می گذارم تا نتیجه کار فیلمی بشود که نتوان ساده از آن گذشت. همیشه دوست داشتم فیلمنامه ای بنویسم که در زمان اکران سروصدا کند و اما صادقانه می گویم که هیچ وقت زمان نوشتن فیلمنامه به فروش آن فکر نکردم.

فکر می کنید در سینمای ما المان هایی وجود دارد که اگر در فیلمنامه آنها را به کار بگیرید در فروش فیلم تاثیر بگذارد؟ مثلا بازی با خط قرمزها همیشه برای مخاطب جذاب بوده است.

- هیچ وقت به این فکر نکردم که اگر از المان های خاصی استفاده کنم، حتما نتیجه خوبی می گیرم. بازخوردها بیشتر از فروش برایم مهم است. مثلا اصلا فکر نمی کردم که طبقه حساس بتواند اینقدر بفروشد. در مورد مارمولک هم همینطور بود. تنها فیلمی که زمان نوشتن آن می دانستم در اکران فروش خوبی خواهد داشت فیلم «مکس» بود.

شما در طبقه حساس از طنز همیشگی تان فاصله گرفتید و باز هم فیلم فروش خوبی داشت. دلیل تغییر دادن نگاهتان همراه شدن با ذائقه تغییریافته مخاطب است که اول صحبت مان درباره اش گفتید؟

- نیت من در طبقه حساس تجربه جدید کار و نوشتن کمدی سیاه بود. حتی برای اینکه به سبک کمدی سیاه نزدیک شوم خیلی از شوخی های بامزه ای که به ذهم می رسید و به کار هم می آمد را حذف کردم. بعد از اینکه فیلمبرداری تمام شد دوستانم می گفتند«طبقه حساس» می فروشد اما من می گفتم این یکی را اشتباه می کنید. گفتم این فیلم جنس دیگری از کمدی است و قرار نیست فروش خوبی داشته باشد. فیلم که اکران شد وقتی آمار فروش را می خواندم چشم هایم از تعجب گرد می شد. هیچ وقت در محاسباتم فروش فیلم را حساب نمی کردم.

حالا که دیدید طبقه حساس پرفروش شد و مردم کمدی سیاه را هم می پسندند فیلمنامه بعدی تان را به چه سبکی می نویسید؟ همین کار را ادامه می دهید یا برمی گردید به کمدی «ورود آقایان ممنوع»؟

- کار بعدی ام را خودم می خواهم بسازم و به فضای طبقه حساس نزدیکتر است. یک کمدی است که داستان غیرعادی دارد. هر وقت تهیه کننده ها آمدند سراغم و پیشنهاد کردند فیلمنامه ام را برای آنها بسازم بهشان گفتم انتظار فروش بالا نداشته باشید.

زمان زیادی می گذرد از وقتی که تصمیم گرفتید آن فیلمنامه را کارگردانی کنید، پس چرا شروع نمی کنید؟

- طرح آن را بیشتر از 7 سال است که نوشتم. فیلمنامه را نوشته ام اما در لحن آن گیر کردم. اتفاقا طبقه حساس برای اینکه ایرادها و اشکالات کارم را در زمینه کمدی سیاه ببینم تجربه خوبی بود. حالا بهتر می توانم لحنی را که برای فیلم خودم در نظر دارم در فیلمنامه بیاورم. راستش زیاد کارگردانی را دوست ندارم.

پس چرا اصرار دارید که خودتان آن را کارگردانی کنید؟

- چون این یکی کار خودم است.

می ترسید کارگردان دیگری نتواند ذهنیتی را که برای این فیلمنامه دارید درست به تصویر بکشید؟

- احساسام این این است که فیلمنامه بیشتر از همه به خودم نزدیک است و من آن را بهتر از هر کس دیگری می فهمم. من به نیت کارگردانی وارد سینما شدم اما بعد ترجیح دادم که در محیط خلوت تر نوشتن کار کنم ولی این یک فیلم را به خودم بدهکارم.

حساسیتی که روی وفادار ماندن فیلم به فیلمنامه هایتان دارید، تاثیری در تصمیم تان بر کارگردانی فیلمنامه محبوب تان ندارد؟ انگار خودتان کارگردان را انتخاب می کنید.

- نه. طبیعتا من و کارگردان باید زبان هم را بفهمیم. ایده مکس متعلق به سامان مقدم بود. ایده دختری با کفش های کتانی را هم خود رسول صدرعاملی داد، طبقه حساس هم سیروس همتی، مارمولک هم اول به فکر منوچهر محمدی رسید. تنها فیلمی که خودم کارگردان آن را به تهیه کننده پیشنهاد کردم «سن پترزبورگ» بود. می دانم فضای کار کدام کارگردان به فضای فیلمنامه نزدیکتر است. الان هم دنبال کارگردانی هستیم که بتواند فیلمنامه پژمان را آنطور که باید درک کند. انتخاب اولمان سروش صحت بود ولی او دو سریال پشت هم باید کار کند و به پژمان نمی رسد.

منبع:روزنامه هفت صبح-خرداد 93



منبع : فیلم نوشتاسرار نوشتن فیلمنامه های پرفروش
برچسب ها : فیلم ,فیلمنامه ,سینما ,ستاره ,مردم ,سینمای ,فروش فیلم ,طبقه حساس ,پیمان قاسم ,تهیه کننده ,پرفروش ترین ,سینمای امروز ایران ,برندهای سینمای ایران

بهترین زمان برای نوشتن فیلمنامه

:: بهترین زمان برای نوشتن فیلمنامه


زمان

فیلمنامه نویس های حرفه ای می دانند چه زمانی توانایی بیشتری برای نوشتن دارند و طوری برنامه ریزی می کنند که در همین زمانها مشغول نوشتن باشند و به این برنامه خود پایبندند.

کشف زمان اوج پویایی

شب بیدارید یا سحرخیز؟آیا صبح پس نوشیدن چای آماده کارید؟یا پس از یکساعت دویدن؟آیا خانه تان بیشتر اوقات ساکت است یا فضای آن اغلب پراز سرو صدا وجیغ و داد بچه هاست؟آیا آلودگی صوتی  ساختمان نیمه تمام مجاور آزارتان می دهد؟پاسخ به سوالاتی از این دست می تواند مشخص کند که چه زمانی بیشترین بازدهی و پویایی را به عنوان یک نویسنده خواهید داشت؟

صاف بروید سراغ زمان های اوج پویایی تان و عمده ی نوشتن تان را در آن زمان ها انجام دهید.هر نویسنده موفق،یک نقطه اوج دارد:زمانیکه می تواند بیشترین مقدار کار را انجام دهد.راه نمایی های زیر می توانند شما را در پیدا کردن نقطه اوج تان یاری کنند:

  • نوشتن را در زمانهای مختلفی از شب و روز ،به مدت یکساعت امتحان کنید.چه زمانی بیشترین خلاقیت و بازدهی را دارید؟پیش از آنکه  یک سیستم دائمی برای خود مشخص کنید،حتما کار کردن در تمام زمان ها را امتحان کنید.

  • زمان نوشتن را حوالی رویدادهای روزانه زندگی تان جا به جا کنید:پیش از صبحانه،پیش یا پس از دوش گرفتن یا ورزش کردن،پیش یا پس  از تماشای تلوزیون و غیره.با برنامه روزانه تان بازی کنید و ببینید در پیش گرفتن چه رویه ای درست به نظر می رسد.

  • همچنین می توانید با بردن لپ تاپ،تبلت یا دفترچه ای به محل کارتان،نوشتن را به برنامه زمانی تان وارد کنید.زودتر سر کار بروید یا در وقت ناها به پارک یا یک کافی شاپ بروید و مشغول شوید.

نویسنده1

همه فیلمنامه نویسان عملکرد یکسانی ندارند.بعضی ها هر روز،طبق برنامه ای فشرده،به نوشتن می پردازند؛دیگران،حتما بازه زمانی مشخصی را هر روز،به هنرشان اختصاص می دهند و این بازه را در هرجایی که بتوانند به برنامه شان وارد می کنند.بعضی از نویسنده ها هم در زمانی که صرف نوشتن می کنند،تنوع ایجاد می کنند.مطمئن شوید هر روشی که در پیش می گیرید،با زمان اوج پویایی نوشتاری تان و نیز برنامه روزانه تان تناسب دارد.

 اگر هفته ای یک بار به نوشتن بپردازید،به جایگاهی که دوست دارید نخواهید رسید؛شما اگر امکانش را ندارید هر روز بنویسید باید حداقل یک روز در میان به نوشتن پایبند باشید.

پایبندی به برنام نوشتن

اگر می خواهید به یک فیلمنامه نویس حرفه ای تبدیل شوید،نباید نوشتن را به بخت و اقبال واگذار کنید.نوشتن را به بخشی از برنامه اتان تبدیل کنید و به آن متعهد شوید.متاسفانه،به دلایل متعددی،این بخش دشوار فیلمنامه نویسی است.می پرسید چرا؟چون به نظم و تمرکز نیاز دارد.

  • با اختصاص روزانه زمانی خاص به نوشتن،خیلی زود آن را به یک عادت تبدیل کنید.همانطور که همه می دانند،ترک عادت ها دشوار است.وقتی صحبت از عادت به نوشتن باشد،این خاصیت عادات امری مثبت محسوب می شود.

  • پس از آنکه نوشتن را برای خود به یک عادت تبدیل کردید، بخش بزرگی از بار اضطراب ناشی از فرایند نوشتن از روی دوشتان برداشته می شود؛یک نویسنده آرام،توانمند تر است و بازدهی بیشتری دارد.

  • وقتی زمان مشخصی برای نوشتن در نظر بگیرید، به دیگران (خانواده،دوستان و همکاران) تفهیم  می کنید که این زمان مال شما و نوشتن تان است و آن ها نباید،وقتی صدای تند تند نواخته شدن صفحه کلید کامپیوترتان به گوش می رسد،در اتاق تان را بزنند.

تقویم ها و سررسیدها ابزارهای ضروری سازمان دهی کارها و حفظ روال آن ها در طول روز هستند.اگر عبارت زمان نوشتن را در تقویم تلفن هوشمندتان وارد کنید،برای آن زمان بخصوص هیچ وظیفه دیگری،جز نوشتن ندارید.پس یک روزشمار یا سررسید بخرید یا از تقویم تلفن همراه یا تبلت خود به طور مداوم استفاده کنید.

مترجم:سارا کاظمی منش


منبع : فیلم نوشتبهترین زمان برای نوشتن فیلمنامه
برچسب ها : نوشتن ,زمان ,برنامه ,زمانی ,فیلمنامه ,عادت ,برای نوشتن ,تبدیل کنید ,عادت تبدیل ,تقویم تلفن ,برنامه روزانه

انواع فیلم کوتاه

:: انواع فیلم کوتاه


فیلم کوتاه

تاریخ پیدایش فیلم کوتاه قدمتی به طول تاریخ سینما دارد.در سالهای اولیه بوجود امدن صنعت سینما همه تولیدات را فیلمهای کوتاه تشکیل می دادند.به مرور اما فیلمهای بلند تبدیل به جریان اصلی تولیدات سینمایی شدند و فیلمهای کوتاه را از عرصه رقابت خارج کردند.

اما امروزه به یمن جشنواره های فراوان،شبکه های تلوزیونی و بخصوص اینترنت و شبکه های مجازی فیلم کوتاه و بخصوص انواع کوتاه تر آن بازار و مخاطبین بسیاری یافته است.

فیلم کوتاه نیز همانند سینمای بلند عمده موفقیت خود را مدیون فیلمنامه های قوی و بدیع است و اهمیت فیلمنامه در آن بر کسی پوشیده نیست.

اشتباه بزرگی که در مواجهه با فیلم کوتاه باید از آن اجتناب کرد این است که آنرا نسخه کوتاه شده یک فیلم بلند بدانیم.همانگونه که داستان کوتاه،کوتاه شده یک رمان نیست.اینکه یک فیلم چون زمانی کمتر از یک فیلم سینمایی دارد می تواند فیلم کوتاه باشد دلیلی کافی نیست.

یک فیلم کوتاه از مرحله ایده پردازی تا مرحله تولید تفاوت های فاحشی با شیوه ساخته شدن همنوع طولانی تر خود دارد.کما اینکه این تفاوت فقط در حیطه تولید نبوده و در حیطه سبک و روایت نیز تفاوتهای اساسی با یک فیلم بلند دارد.

بزرگترین عاملی که معمولا وجه تمایز با سینمای بلند خوانده می شود همانطور که اشاره شد زمان فیلم است.اما آیا فیلمهای کوتاه همگی دارای یک تقسیم بندی هستند؟

در واقع چهار گروه متفاوت از فیلمهای کوتاه وجود دارد که هر کدام از نظر مدت زمان نمایشی و ساختاری متفاوت هستند.


1-فیلم کوتاه کوتاه

مدت زمان این فیلم ها بین 1 تا 4 دقیقه است.معمولا دارای یک تا دو صحنه اند و بر مبنای یک کنش دراماتیک  واحد ساده و یک بحران طراحی می شوند.


2-فیلم کوتاه معمول

مدت زمان این فیلمها بین 7 تا 12 دقیقه است و حدود 5 تا 8 صحنه دارند و بر مبنای یک کنش دراماتیک واحد ساده با یک تا دو بحران اجرا می شوند.


3-فیلم کوتاه متوسط

مدت این فیلمها بین 20 تا 25 دقیقه است و حدود 12 تا 15 صحنه اصلی دارند.بر مبنای یک کنش دراماتیک پیچیده تر با چندین بحران طراحی می شوند.


4-فیلم کوتاه بلند

بیشتر از 30 دقیقه زمان دارند و  با توجه به زمان فیلمنامه حدود 20 تا 30 صحنه اصلی دارند.بر مبنای یک کنش درا ماتیک پیچیده با چندین بحران و طرح فرعی که خوب پروش یافته و در طرح اصلی تنیده شده نوشته می شوند.

اگر به زمان بندی گروه ها نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم که از گروهی به گروه دیگر تفاوت فاحشی وجود دارد مثلا فیلم کوتاه معمول تا 12 دقیقه تقسیم بندی شده و فیلم کوتاه متوسط از 20 دقیقه شروع می شود.باید توجه داشت که فیلمسازی همچون رشته های مهندسی تابع فرمول و قوانین سخت نیست.گاه یک فیلم 17 دقیقه ای از لحاظ ساختاری و طراحی صحنه ها و پیچیدگی داستان می تواند شبیه یک فیلم کوتاه معمول باشد و گاه شبیه یک فیلم کوتاه متوسط.

آنچه مسلم است همه این تقسیم بندی ها برای راحتی در شناسایی فیلمها و ویژگی های آنها ایجاد شده و یک هنرمند به فراخور اثر خود میتواند عمل کند.

انواع فیلم کوتاه

منبع : فیلم نوشتانواع فیلم کوتاه
برچسب ها : فیلم ,کوتاه ,دقیقه ,زمان ,صحنه ,فیلمهای ,فیلم کوتاه ,فیلمهای کوتاه ,تقسیم بندی ,کوتاه متوسط ,کوتاه معمول ,فیلم کوتاه متوسط ,فیلم کوتاه معمول

معرفی کتاب:قهرمان هزار چهره

:: معرفی کتاب:قهرمان هزار چهره


قهرمان هزار چهره

بدون شک یکی از تاثیرگذارترین کتاب ها بر روی صنعت سینما و هالیوود کتاب قهرمان هزار چهره نوشته جوزف کمپل است.این کتاب به معرفی و دسته بندی قصه ها و اسطوره های ملل می پردازد و از بین آنها به دنبال یافتن فرمولی برای روایت داستان می گردد.فرمولی که از ابتدا در میان قبایل بدوی شکل گرفته و همچنان در دنیای امروز قدرت خود را برای روایت داستانهای شورانگیز حفظ کرده است.

قهرمان هزارچهره مشهورترین و بهترین اثر جوزف کمپل، نویسنده و اسطوره‌شناس مشهور آمریکایی است که سیر و سفر درونی انسان را در قالب قهرمانان اسطوره‌ای پی می‌گیرد و با بررسی قصه‌ها و افسانه‌های جهان نشان می‌دهد که چطور این کهن الگو در هر زمان و مکان خود را در قالبی جدید تکرار می‌کند تا انسان را به سیر و سفر درونی و شناخت نفس راهنمایی کند.

کمپل در این کتاب بسیاری از نمادهای مذهبی و اسطوره‌ای جهان را بررسی کرده و با در کنار هم قرار دادن آنها نشان داده است که چطور افسانه‌ها و نمادهای اقوام و مذاهب مختلف، معادل و موازی یکدیگرند. او در میان این شباهت‌ها به دنبال حقایقی بنیادین می‌گردد که انسان در طول هزاران سال زندگی بر روی کره‌ خاکی براساس آن‌ها روزگار خود را گذرانده است. در حقیقت این کتاب جزو کتاب های کلاسیک و رسمی رشته های ادبیات، اسطوره شناسی و فیلمنامه نویسی است و کارگردانان مشهور هالیوود تحت تاثیر آن با بازسازی اسطوره های کهن در قالب نو پرداخته اند. جنگ ستارگان، ارباب حلقه ها، ماتریکس و... از این کتاب الهام گرفته اند.

یکی از کسانی که بسیار تحت تاثیر این کتاب قرار گرفته جرج لوکاس فیلمساز مشهور آمریکایی است .او فیلمنامه جنگ های ستاره ای را بر اساس ساختار روایت اسطوره ای سفر قهرمان که در این کتاب توضیح داده می شود بنا کرده است.

اولین بار این کتاب در سال 1949 به چاپ رسید و بارها تجدید چاپ شد.بعدها در اواخر دهه 80 میلادی کریسوفر ووگلر با الهام از قهرمان هزار چهره کتاب سفر نویسنده را به رشته تحریر در آورد که در آن تمامی تئوری های ارائه شده توسط کمپل را برای نوشتن فیلمنامه روز آمد کرد.

کتاب قهرمان هزار چهره  را شادی خسرو پناه ترجمه کرده و انتشارات گل آفتاب آنرا منتشر نموده است.این کتاب تا کنون چندین بار تجدید چاپ شده است.

جوزف کمپل

                                                          جوزف کمپل(1904-1987)

فهرست موضوعی کتاب:

 بخش اول:سیر قهرمان

فصل اول:عزیمت

  1. دعوت به آغاز سفر
  2. رد دعوت
  3. امدادهای غیبی
  4. عبور از نخستین آستان
  5. شکم نهنگ
فصل دوم:آیین تشرف
  1. جاده آزمون ها
  2. ملاقات با خدابانو
  3. زن در نقش وسوسه گر
  4. آشتی و یگانگی با پدر
  5. خدایگان
  6. برکت نهایی
فصل سوم:بازگشت
  1. امتناع از بازگشت
  2. فرار جادویی
  3. دست نجات از خارج
  4. عبور از آستان بازگشت
  5. ارباب دو جهان
  6. آزاد و رها در زندگی
فصل چهرم :کلیدها

   بخش دوم: دایره کیهان شناختی

فصل اول:تجلیات ذات
  1. از روانشناسی تا متافیزیک
  2. چرخه کیهانی
  3. خارج از تهی-فضا
  4. درون فضا-زندگی
  5. کثیر شدن آن واحد یگانه
  6. داستان های عامیانه خلقت
فصل دوم:بکرزایی
  1. مادر کیهان
  2. زهدان سرنوشت
  3. رحم رهایی
  4. داستان های عامیانه بکرزایی
فصل سوم:دگردیسی قهرمان
  1. نخستین قهرمان و بشر
  2. کودکی قهرمان انسانی
  3. قهرمان در نقش جنگجو
  4. قهرمان در نقش عاشق
  5. قهرمان در نقش امپراطور مستبد
  6. قهرمان در نقش ناجی جهان
  7. قهرمان در نقش قدیس
  8. عزیمت قهرمان
فصل چهارم:حل شدن ها
  1. انتهای جهان اصغر
  2. انتهای جهان اکبر
 موخره:اسطوره و اجتماع
  1. صورتک ساز
  2. عملکرد اسطوره،نیایش و مراقبه
  3. قهرمان در عصر حاضر

خواندن این کتاب به همه دوستان علاقه مند به فیلمنامه نویسی و روایت داستان شدیدا توصیه می شود.



منبع : فیلم نوشتمعرفی کتاب:قهرمان هزار چهره
برچسب ها : قهرمان ,کتاب ,جهان ,اسطوره ,داستان ,کرده ,قهرمان هزار ,کتاب قهرمان ,هزار چهره ,فیلمنامه نویسی ,مشهور آمریکایی

نگاهی به رویکردهای فیلمنامه نویسی «پل هگیس»

:: نگاهی به رویکردهای فیلمنامه نویسی «پل هگیس»

پل هگیس

در ویدیوی مصاحبه ای از مجموعه Creative Spark، «پل هگیس» فیلمنامه نویس، تهیه کننده و فیلمساز کانادایی، از رویکرد خود به پروسه فیلمنامه نویسی می گوید. «هگیس» فیلمنامه آثار موفقی چون تصادف (Crash)، عزیز میلیون دلاری (Million Dollar Baby) و کازینو رویال (Casino Royale) را به نگارش در آورده است. در مصاحبه زیر «هگیس» از پروسه کاری و عادات خود ضمن نوشتن صحبت کرده و توضیح می دهد که خلاقیت از نظر او به چه معناست.


دریافت

منبع:  filmchi

 

 

 

منبع : فیلم نوشتنگاهی به رویکردهای فیلمنامه نویسی «پل هگیس»
برچسب ها : فیلمنامه ,فیلمنامه نویسی

چگونه برای فیلمنامه ایده پیدا کنیم؟ قسمت دوم

:: چگونه برای فیلمنامه ایده پیدا کنیم؟ قسمت دوم

چگونه برای فیلمنامه ایده پیدا کنیم؟

یافتن یک  ایده مناسب همیشه برای نویسندگان مسئله مهم و گاه دردسر ساز بوده است.نویسندگانی که گاه روزها به صفحه سفید کاغذ روبروی خود خیره شده و در افکار خود به دنبال پیدا کردن چیزی برای شروع نوشتن بوده اند.و هر چقدر نویسنده ای تازه کارتر باشد این مشکل دو چندان او را آزار می دهد.بسیاری از نویسندگانی که به تازگی شروع به کار کرده اند معتقدند که تنها راه خلق یک اثر الهام ناگهانی ایده آن است و روزها و شاید سالها منتظرند تا این فرشته گریزان بر آنها ظاهر شود.غافل از انکه بسیاری از نویسندگان با تجربه شیوه هایی را بلدند که از طریق آن می توانند این خانم زیبای افسونگر(فرشته الهام) را به بالین خود بیاورند. در قسمت قبلی این مطلب با 5 شیوه آشنا شدیم .اینک ادامه آن...

6- آثار هنری را تماشا کنید

تا می توانید آثار هنری مختلف را با دقت تماشا کنید.چه چیزی در آنها شما را مجذوب می کند؟چرا؟هر اثر هنری داستانی را تعریف می کند.آن داستان را درک کنید و سعی کنید دوباره در روزگار خودتان آنرا باز آفرینی کنید.


7-اقتباس از داستان های دیگر

قرار نیست حتما یک داستان دیگر را مو به مو در بستر فیلمنامه باز آفرینی کنید(هر چند این نوع از اقتباس هم به کرات انجام می گیرد و ایرادی هم ندارد) بلکه می توانید از آن به عنوان یک منبع الهام استفاده کنید.ذات و مفهوم آنرا پیدا کنید.آیا شکل آنرا می توانید با سلیقه خود عوض کنید؟اگر ان داستان را با یک زاویه دید دیگر تعریف کنید چه اتفاقی می افتد؟مثلا داستان شنل قرمزی را اینبار از زاویه دید یک گرگ تعریف کنید.از اینکه از ایده و ماهیت داستانی دیگر استفاده کنید به خود ترس راه ندهید.تعداد داستانهایی که واقعا اورژینال باشند خیلی کم است.در طول تاریخ سینما بارها نویسندگان و فیلمسازان از آثار قدیمی الهام گرفته اند.اگر داستان سیندرلا وجود نداشت شاید هیچوقت فیلم زن زیبا ساخته نمی شد.


8- ترکیبات ناهمگون

چه می شد اگر فیلها توانایی تنفس زیر اب را داشتند یا خوک ها پرواز می کردند.چه می شد اگر یک کوتوله معجون رشد می خورد یا یک کودک ناگهان تبدیل به یک مرد جوان می شد.چه می شد اگر کنترل شهر در دست بچه ها می افتاد.این گونه ترکیبات نامعمول می توانند ایده های جالبی برای نوشتن باشند.


9- انگاره پردازی

همانند جلسات طوفان فکری هر واژه،تصویر،شخصیت یا دیالوگی را که به ذهنتان می آید را بر روی کاغذ یادداشت کنید.سپس سعی کنید میان انها ارتباط برقرار کنید.یا یک ماجرای کوچک تعریف کنید که همه یا ببیشتر چیزهایی که نوشته اید درون آن وجود داشته باشد.(چیزی شبیه به همان بازی که رامبد جوان در برنامه خندوانه با مهمانانش انجام می دهد).البته سعی کنید خیلی با دقت این ماجرا را خلق کنید و انرا سرسری نگیرید.متوجه می شوید که شمایی که تا الان چیزی برای نوشتن نداشتید در حال تعریف یک داستان هستید.داستانی که امکان دارد تبدیل به یک ایده مناسب برای نوشتن فیلمنامه تان باشد.


چگونه برای فیلمنامه ایده پیدا کنیم؟ - قسمت اول


منبع : فیلم نوشتچگونه برای فیلمنامه ایده پیدا کنیم؟ قسمت دوم
برچسب ها : ایده ,داستان ,تعریف ,الهام ,نوشتن ,فیلمنامه ,برای نوشتن ,تعریف کنید ,فیلمنامه ایده ,برای فیلمنامه ,ایده پیدا